حالا هی بگید این رها مطلب علمی نمیذاره ....بفرمایید علم بیگیرید ....اونم از ایران
ایرانی بخون تا بیشتر با ایران اشنا بشی وافتخار کن
قبایل ایرانی در هنگام مهاجرات به ایران و تا مدتها پس از سکونت در این سرزمین مستقل از یکدیگر می زیستند . آنان برای خویش دارای سرزمینی بودند و فرمانروایی از آن خود داشتند . وجه اشتراک آنها ، فقط در فرهنگ و معتقدات بود . این فرهنگ و معتقدات آنان را از دیگر اقوام آریایی جدا می ساخت . به عنوان مثال انها با سکاها که دسته ای از اقوام آریایی بودند ، معتقدات متفاوتی داشتند . سکاها که به تعلیمات زرتشت ایمان نیاورده بودند ، همچنان به معتقدات قبلی آریائیها عمل می کردند ، بخصوص دسته ای از آنها که تورانی نامیده می شدند با پیروان زرتشت جنگهای بسیاری کردند و زرتشت نیز به دست همین قوم کشته شد .
با ورود اقوام ایرانی به فلات ایران ، آنان مدتها درگیر جنگ با ساکنان قدیمی این سرزمین بودند ، اما به تدریج با یکدیگر آشنا و همنشین شدند .
این آشنایی و همنشینی هنگامی صورت گرفت که ایرانیان به عنوان نیروی غالب و پیروز در فلات ایران ساکن شده بودند . از آن پس ایرانیان به تدریج با دستاوردهای تمدنی و فرهنگی اقوام قدیمی ساکن در ایران آشنا شدند . از میان این اقوام ، ایلامیها به دلیل پیشرفتهای فرهنگی و تمدنی بسیار که داشتند از اهمیت بیشتری برخوردار بودند . در نتیجه پس از مدتی ایرانیان خط ، کشاورزی و شهرسازی را از آنان فرا گرفتند . یکی از علل تحول جامعه آریایی از زندگی شبانی به زندگی کشاورزی و تلاشهای زرتشت در این مورد ، آشنایی ایرانیان با تمدن و فرهنگ اقوام قدیمی ساکن در ایران بود .
با استقرار آریائیها در فلات ایران ، آنان با اقوامی که در سرزمین های اطراف زندگی می کردند نیز همسایگان فلات ایران در هنگام استقرار آریائیها ، آشوریان و کلدانی ها بودند . در نتیجه تماس با اقوام مجاور فلات ایران ، بخصوص اقوام که در کنار رودخانه هایی چون سیحون و جیحون و نیز دجله و فرات زندگی می کردند ، در فرهنگ و معتقداد ایرانیان تغیراتی رخ داد . چنانکه به تدریج اعتقاد به آناهیتا رواج یافت . در همین حال زرتشت در اندیشه های خود ، آناهیتا را یکی از ایزدان زیر دست اهورامزدا قرار داد .
چگونیگ تاسیس مادو قدرت یافتن آن
قبایل ایرانی با همسایگان خود در خارج از فلات ایران تنها روابط تمدنی نداشتند بلکه جنگ و تهاجم نیز نیز بارها میان آنان رخ می داد . کوهستانهای شمال غربی ایران بیش از هر جای ایران دستخوش تهاجم بود . در این قسمت از گذشته های دور اقوامی ساکن گردید . همسایه غربی این منطقه دولت آشور بود که پی در پی برده و سنگهای معدنی به آنجا هجوم می آورد . تنها راهی که در پیش روی ساکنان کوهای زاگرس قرار داشت پناه گرفتن در کوخستان و اتحاد با یکدیگر بود . چنانکه پیش از این ، گوتی ها و لولوبی ها نیز برای مقابله با مهاجمان متحد شده بودند . اما این اتحاد ، گستذدگی و قدرت فراوانی نداشت بنابراین لازم بود اتحاد بزرگتری تشکیل گردد .
در حدود سال هزار ق. م . دولت اورارتو نیز مانند دولت آشور به کوهستانهای شمال غربی ایران چشم طمع دوخت . در نتیجه سالیان متمادی میان آن دو جنگ در گرفت و فرصتی به دست آمد تا تعدادی از قبایل سامن در شمال غرب ایران اتحادیه ای تشکیل دهند که به اتحادیه ماننایی موسوم شده است . اتحادیه ماننایی برای مدتی توانست موقعیت خود را حفظ کند اما سرانجام در زیر ضربات اشوریان کمر خم نمود .
تجربه اتحادیه ماننا به وسیله قبایل ماد مورد استفاده قرار گرفت و اتحادیه ای تاسیس گردید . که به مراتب وسیع تر و قدرتمند تر بود . در این اتحادیه قبایل ماد حتی از همراهی قبایل غیر آریایی نیز استقبال کردند . مقابله با تهاجمات آشوریان برایشان ضرورتی حیاتی یافته بود . زیرا آشوریان در هر هجوم هر آنچه را می یافتند به غارت می بردند ، خانه ها را ویران و مردمان را اسیر می کردند و یا می کشتند . کسی که هدایت قبایل ماد را به سوی وحدت بر عهده داشت دیاامو نام داشت .
او از روسای طوایف بود و کدخدایی روستای خویش را بر عهده داشت . چنانکه گفته شده است او بواسط انصافی که در داوریهای خویش نشان می داد مورد توجه مردمان قرار گرفت ، در نتیجه روسای طوایف و قبایل او را فرمانروای خود نمودند .
تشکیل اتحادیه قبایل ماد و بنیانگذاری دولت توسط آنان ، آشوریان را بر آن داشت که بر شدت حملات خود بر کوهستانهای شمال غربی ایران بیفزایند زیرا قدرت یافتن این اتحادیه می توانست برای آشور اسباب دردسر و خطر را فراهم سازد . در مقابل مادها برای آمادگی بیشتر در برابر تهاجمات ، دژ هگمتانه را ساختند . مادها قبلا نیز از دژهایی که در ارتفاعات می ساختند برای دفاع بهره می بردند لیکن دژ هگمتانه دارای دیوارهای متعدد و توان دفاعی بیشتری بود .
این دژ که در محل شهر کنونی همدان قرار داشت مرکز دولت ماد به شمار می آمد و جایی بود که مادها دیااکو را بر خود به فرمانروایی شناختند .
دیااکو که در حدود سال ۷۰۸ ق . م به فرمانروایی مادها رسیده بود قریب پنجاه سال حکومت کرد و در این مدت تمام مساعی او صرف حفظ موجودیت اتحادیه ماد در برابر تهاجمات آشوریان گردید .
پسر و جانشین دیااکو ، خشثریتی ( فرورتیش ) نام داشت . او از درگیری های آشور در بین النهرین و نواحی اطراف آن ، برای توسعه قدرت و قلمرو ماد بهره برد . اقدام اولیه خشترینی تشکیل ارتشی بود که سیاست دفاعی ماد را به سوی تهاجم و لشکر کشی هدایت کند . به همین جهت ارتشی مجهز تعلیم دیده و حرفه ای پدید آمد . این ارتش از یک سو اهداف خارجی دولت ماد را تعقیب می نمود و از سوی دیگر توسعه تشکیلات دولت ماد و تحول اجتماعی جامعه ماد را موجب می شد . تحولی که جهت اصلی آن ، افزایش توان نظامی روسای طوایف ( واسپوهران ) و گسترش املاک آنان بود .
ارتش ماد به فرماندهی خشثریتی توانست قلمرو ماد را در فلات ایران توسعه دهد و مهمترین موفقیت آن مطیع و متقاعد نمودن پارسها بود . موفقیتهای داخلی خشثریتی او را بر آن داشت تا خاک آشور را مورد تهاجم قرار دهد .
پس از مدتها ، این بار کوه نشینان زاگرس بودند که به سوی آشور می تاختند . هر چند آشوریان در این زمان ناتوان شده بودند ، اما در برابر تهاجم مادها ایستادگی کردند و در همان حال آن دسته از قبایل سکایی را که با خود متحد ساخته بودند ، برای حمله به سرزمین ماد به کمک طلبیدند . این امر نشان می داد که دولت ماد علیرغم افزایش توان نظامی خود ، توجهی به گسترش اقدامات سیاسی نداشته است . در نتیجه سکاها به سرزمین ماد سرازیر شدند . این در حالی بود که خشثریتی در میدان جنگ با آشوریان جان باخت .
هوخ شتر
قتل خشثریتی در سال ۶۵۳ ق . م دولت ماد را در وضعیت خطر ناکی قرار داد . هووخ شتر پسر و جانشین خشثریتی ، اولین اقدامی که انجام داد حفظ موجودیت اتحادیه قبایل ماد بود ، و این در شرایطی که سکاها غلبه یافته بودند ، بدون قبول اطاعت از آنان غیر ممکن بود . در نتیجه اتحادیه ماد در حالی که دولتی بسیار ضعیف داشت برای بیست هشت سال به زیر سلطه سکاها رفت .این کار از سویی مانع نابودی جامعه ماد به دست سکاها شد و از سوی دیگر باعث شد تا مادها در پناه سکاها از انتقامجویی آشوریان در امان بمانند . آنچه که در این شرایط به کمک مادها آمد آن بود که سکاها پس از غلبه بر مادها برای کسب قلمرو با آشوریان درگیر شدند و در این درگیری نیازمند همراهی و همکاری دشمنان آشور بودند . ستیزه آشوریان و سکاها به غلبه یکی بر دیگری نینجامید ، فرصتی فراهم ساخت تا هووخ شتر با بهره بردن از آن قدرت ماد را احیا کند .
ادامه مطلب |